سيد علي اكبر قرشي

179

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

و نيز فرموده : « من ضيعّه الاقرب اتيح له الابعد » حكمت 14 ابن ميثم و محمد عبده آن را آماده شدن براى مساعدت معنى كرده‌اند ، يعنى كسى كه اقربا او را ضايع كنند ، خداوند اجانب را آماده مساعدت او مىكند . تير : به معنى بزرگ شدن و بلند شدن آيد : « تار البحر تيرانا : تعاظمت امواجه و هاج » . » تيّار » موج دريا را گويند كه متلاطم است « تيّار » همه‌اش سه بار در « نهج » آمده است در رابطه با خلقت عالم فرموده : « فاجرى فيها ماء متلاطما تياّره » خ 1 ، 40 و دربارهء پيشواى ضلالت فرموده : « ثّم اقبل مزبدا كالتيار لا ببالى ما غرّق » خ 144 ، 201 سپس كف بر دهان رو كرد ، مانند موجى كه از آنچه غرق مىكند باكى ندارد و در خ 91 ، 132 آمده : « و سكنت الارض مدحوّة فى لجة تياّره » يعنى در درياى مواجّ آن . تيه : تحير و تكبّر و گمراهى : « تاه تيها : صلف و تكبّر ذهب فى الارض متحيرا - ضلّ » و نيز « تيه » به معنى بيابانى است كه انسان در آن گم مىشود ، اين كلمه به اين معانى بيست بار در « نهج » آمده است . در موعظهء مردم فرموده : « و تعاديتم فى كسب الاموال . لقد استهام بكم الخبيث و تاه بكم الغرور و الله المستعان على نفسى و انفسكم » خ 133 ، 192 در كسب اموال تعدى كرديد ، شيطان خبيث شما را از نور فطرت خارج كرد و در حيرت انداخت و غرور شما را گمراه نمود . و در مقام نصيحت و ملامت فرموده : « لكنكم تهتم متاه بنى اسرائيل و لعمرى ليضعفنّ لكم التيه من بعدى اضعافا » خ 166 ، 241 « متاه » مصدر ميمى است يعنى : اما شما گمراه شديد مانند گمراه شدن بنى اسرائيل به جان خودم قسم بعد از اين گمراهى چند برابر خواهد شد . تائه : گمراه . تائهون : گمراهان . « فهم فيها تائهون ، حائرون ، جاهلون ، مفتونون ، فى خير دار و شرّ جبران » خ 2 ، 47 آنها در آن فتنه‌ها گمراهند و حيران ، نادانانند و فريفته شدگان ، در بهترين خانه و بدترين همسايه‌ها تيهان : ( بفتح تاء و تشديد و كسر ياء ) ابو الهيثم مالك بن تيهّان از كسانى است